اززبان دکترم مریم حناساب زاده
یکی از بزرگترین، پارادوکسیکالترین و دردناکترین سوالاتی که مراجعین در اتاق درمان مطرح میکنند این است: «اگر دوستم داشت، چرا رفت؟ مگر میشود کسی عاشق زنی باشد اما او را ترک کند؟»
در این مقاله تخصصی و کتابگونه، به کالبدشکافی علمی این پدیده عجیبی میپردازیم که ریشه در اصول زوجدرمانی و ساختار روانشناختی مردان دارد.
روایت واقعی از اتاق درمان: دیالوگی که قفل این راز را باز میکند
برای ملموس شدن این تعارض روانی، بیایید به بخشی از مکالمه یکی از مراجعینم به نام کامران (۴۲ ساله) در جلسه زوجدرمانی گوش کنیم؛ مردی که پس از ۸ سال زندگی مشترک، در آستانه جدایی از همسرش سحر بود:
سحر (با گریه و فریاد): «خانم دکتر، من باورم نمیشه! این مرد همین دیشب داشت برای من شعر میخوند. من میدونم هنوزم وقتی تب میکنم، دنیاش به هم میریزه. چطور میتونه بگه دوستت دارم ولی دیگه نمیخوام باهات زیر یک سقف باشم؟ این یه بازی روانیه!»
کامران (با صدایی گرفته و چشمانی سرخ): «سحر، به خدا قسم که دوستت دارم. به خدا قسم که تو هنوز هم زیباترین و باارزشترین زن دنیای منی. اما خانم دکتر… من در کنار سحر دیگه حس یک “مرد” رو ندارم. هر کاری میکنم غلطه. مدام دارم بازجویی میشم، مدام دارم تحقیر میشم. سحر من رو دوست داره، ولی هیچوقت به من افتخار نمیکنه. من عاشقشم، ولی ماندنم در این رابطه یعنی مرگ تدریجی غرور و روانم. من برای زنده موندن دارم فرار میکنم، نه به خاطر بیعشقی…»
۴ ریشه اصلی و علمی: چرا مردان علیرغم وجود عشق، رابطه را ترک میکنند؟
بر اساس تجربیات بالینی من و تحلیل الگوهای رفتاری در زوجدرمانی، مردان زمانی که عشق وجود دارد اما ارکان زیر مخدوش شده است، رابطه را ترک میکنند:
۱. ترور اقتدار مردانه و حس ناکارآمدی (بزرگترین قاتل رابطه)
بزرگترین نیاز روانی یک مرد در رابطه زناشویی، «حس کارآمدی و اقتدار روانی» است. مرد نیاز دارد حس کند قهرمانِ زندگی زنِ خود است و میتواند او را خوشحال کند. وقتی زنی مدام با کلام کنایهآمیز، مقایسههای مخرب، کنترلگری مفرط یا رفتارهای فرسایشی، حس بیعرضگی و ناکارآمدی را به مرد تزریق میکند، مرد دچار «سقوط عزتنفس» میشود.
مرد در ذهن خود فرمولبندی میکند: «من هر کاری میکنم این زن خوشحال نمیشود؛ پس من مردِ این زندگی نیستم.» او برای نجات غرور مردانهاش، رابطه را ترک میکند، حتی اگر قلبش پیش آن زن بماند.
۲. تبدیل شدن خانه به میدان جنگ و بازجویی (فرار از ناامنی عاطفی)
مردان از نظر ساختار بیولوژیکی و روانی، در برابر تنشهای مداوم عاطفی و فضای متشنج، مکانیسم دفاعی «دیوارکشی» (Stonewalling) و در نهایت «فرار» را انتخاب میکنند. اگر صمیمیت و پناهگاه امن خانه جای خود را به چرتکهاندازی، قهر جنسی، باجگیریهای عاطفی و بازیهای روانی فرسایشی بدهد، طاقت روانی مرد طاق میشود. مردان روابطی را که در آن مجبور باشند مدام روی لبه تیغ راه بروند و بازجویی شوند، رها میکنند تا به آرامش برسند.
۳. گم شدن «زنانگی باکوه و اصیل» و سقوط جذابیت روانی
عشق به تنهایی برای بقای یک رابطه زناشویی فاخر کافی نیست. گاهی زنان پس از مدتی ورود به رابطه، دچار رفتارهای انفعالی، وابستگی مفرط بیمارگونه، یا برعکس، رفتارهای مردانه و پرخاشگرانه میشوند. وقتی آن «افسونگری و جذابیت اصیل زنانه» که آمیخته با عزتنفس و استقلال روانی است کمرنگ شود، کشش غریزی و لیبیدوی مرد آسیب میبیند. مرد ممکن است زن را مثل یک عضو خانواده دوست داشته باشد، اما دیگر او را به عنوان «شریک عاطفی و جنسی» تمنا نمیکند.
۴. فرسودگی ناشی از تغییر سناریوی زندگی (تلاش بیفایده برای تغییر مرد)
یکی از خطاهای شناختی بزرگ برخی زنان این است که با این ذهنیت وارد رابطه میشوند: «من او را تغییر خواهم داد!» سالها تلاش برای تربیت مجدد مرد، نقد کردن رفتارهای او و نقش «مادر» را برای همسر بازی کردن، مرد را فراری میدهد. مردها نیاز به یک همسر دارند، نه مادری که مدام اشتباهاتشان را دیکته کند.
خانمها باید چکار کنند؟ (حفظ عشق با ابزار اقتدار روانی)
اگر میخواهید رابطهتان به نقطهای نرسد که عشق هم نتواند آن را نجات دهد، باید ساختار رفتار خود را تغییر دهید:

- نقش دانای کل و ناظم را رها کنید: به جای مچگیری، کنترلگری و رفتارهای فرسایشی، به همسرتان فضای تنفس بدهید.
- اقتدار و کارآمدی او را بازسازی کنید: مردان تشنه تایید و قدردانیِ واقعی از سوی زنی هستند که دوستش دارند. گزارههای مثبت و تقویتکننده را جایگزین کنایهها کنید.
- مرزهای خود را با قدرت کلام مشخص کنید، نه با باجگیری: نیازی به جیغ و فریاد یا قهر جنسی نیست؛ با عزتنفس و زبان بدن مقتدرانه، خواستههای خود را مقتدرانه ابراز کنید.
چطور قفل این رفتارهای مخرب را باز کنیم؟
حقیقت این است که نگهداشتن یک رابطه در سطح «فاخر و اصیل»، فرمولها و مهارتهایی دارد که هیچکس در مدرسه به ما یاد نداده است. عشق مثل یک موتور محرک است، اما بدون رانندگی اصولی و بلد بودن مهارتهای ارتباطی، ماشین رابطه به صخره برخورد خواهد کرد.
اگر شما هم در رابطهتان احساس فرسودگی میکنید، اگر میخواهید یاد بگیرید چطور بدون بازیهای روانی اشتباه، اقتدار روانی و جذابیت همیشگی خود را حفظ کنید و آن «زنانگی باشکوه و اصیل» را بسازید که مردتان را نه از روی اجبار، بلکه با تمام وجود متعهد و شیفته نگه میدارد، دوره تخصصی «افسونهای زنانه» راهگشای شماست.
این دوره حاصل سالها تجربه بالینی من در اتاق درمان و تحلیل دقیق روابط زوجین است تا به شما یاد دهد چگونه پناهگاه امن رابطه را بازسازی کنید.
🔴 ظرفیت پذیرش دوره محدود است!
برای ثبتنام در دوره جامع «افسونهای زنانه» و دریافت راهنمایی تخصصی، همین حالا نام و شماره تماس خود را در پیامرسانها به آدرس آیدی پشتیبانی ما hanasabadmin@ ارسال کنید. از رابطهای که دوستش دارید، مقتدرانه و علمی محافظت کنید.
هیچ سوالی برای این صفحه یافت نشد.





